شما به فلش پلاير براي نمايش زيبايي هاي اين وبلاگ نياز داريد و مي توانيد از لينک
زير آن را سريعا نصب کنيد

در جلد چهل و پنجم از بحارالانوار آمده که :
حضرت امام حسن و حضرت امام حسین علیهم السلام در سنین کودکی به سر می بردند . به مکتب می رفتند و درس می خواندند و خط می نوشتند . با اینکه کوچک بودند ، ولی خط زیبایی داشتند . روزی صفحه ای از خطی را که نوشته بودند ، به نزد جد بزرگوارشان بردند و از پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم پرسیدند : " خط کدام یک از ما زیباتر ست ؟ "
پیامبر نگاهی فرمودند و آنان را نوازش کرده فرمودند : " آفرین بر شما ! هر دو خیلی خوب و زیبا می نویسید . " اما حسنین علیهم السلام تاکید کردند : " کدام یک زیباتر ست ؟ " پیامبر نمی خواست بگوید کدام زیباتر از دیگری ست ؛ زیرا نمی خواست که دل یکی از نوه هایش بشکند قضاوت نکردند و آن دو را به سوی پدرشان حضرت علی علیه السلام هدایت فرمودند .
پدر هم مانند رسول خدا ، نمی خواست قضاوت کند ، لذا کودکان دلبندش را به نزد مادر بزرگوارشان فرستاد ، تا مادر به سوال کودکانش پاسخی دهد .
فاطمه سلام الله علیها با دیدن خط های زیبای دو دلبندش فرمود : « من چه می توانم بکنم و چگونه میان دو فرزندم قضاوت کنم ؟ چیزی که پدر و جدتان نتوانسته اند پاسخش را بدهند ، من چطور پاسخ بدهم ؟ »
مادر فکر کرد . گردنبندی از عاج داشت که دارای هفت دانه بود . فرمودند : « ای نور دیدگانم ! من دانه های این گردن بند را با پاره کردن رشته ی آن ، بر سر شما می ریزم و میان شما دانه های گردن بند را پخش می نمایم . هر کدام از شما دانه های بیشتری بردارد ، خط او نیکو و قدرت او بیشتر است . »
حسن و حسین علیهم السلام قبول کردند و فاطمه سلام الله علیها دانه ها را به زمین ریخت . حسن و حسین دویدند و هر کدام سه دانه از گردنبند را پیدا نمودند . اما دانه ی هفتم گم شد . باز هم گشتند و عاقبت آن را نیز پیدا کردند .
دانه ی هفتم از وسط نصف شده بود و هر کدام از کودکان ، یک نیمه از آن را بدست آوردند . آنان به یکدیگر نگاه کردند و گفتند :
" آخر همان شد که جدمان و پدر و مادرمان گفتند . "
موضوع مطلب : |:| مهر و محبت در شخصیت ائمه
در بين كسانى كه به همه آنچه خواست خداوند است توجه مىكنند و براى محبوب شدن خود تلاش مىكنند، عدّهاى سعى بيشترى كرده، گوى سبقت را ربوده و در زمره محبوبترينها قرار مىگيرند كه به چند نمونه از آنها اشاره خواهيم كرد:
الف ـ سود رسانان
بسيار شنيدهايم كه: «عبادت، به جز خدمت خلق نيست» و به راستى مردمان،
نانخورِ خدايند و هر كس با نانخوران خداوند، نيكْ رفتار باشد و به ايشانْ سود برساند، محبوب اوست و يكى از محبوبترين افراد، كسى است كه بيشترين سود را به مردم برساند و نفعش براى عموم مردم باشد.
ب ـ مهرورزان
از آنجايى كه هدف دين اسلام، ساختن جامعهاى بر بنيان محبت و مهرورزى مردم با يكديگر است، لذا بهترين تعبيرات را در متون دينى درباره دوستى و دوستدارى مردم، و بهترين جايگاههاى معنوى را براى پيشتازان اين عرصه در نظر گرفتهاند. تا آنجا كه بهترين بندگان خدا را كسانى معرفى كردهاند كه در راه خدا دوستدار يكديگرند.
ج ـ فرمانبران
در رابطه ميان عاشق و معشوق و محبّ و محبوب، «فرمانبرى» يكى از اساسىترين ابزارهاى سنجش ميزان عشق و علاقه است و هرچه مدّعىِ دوستى، فرمانبرتر باشد، ميزان محبّت او بيشتر مىنمايد. خداوند نيز محبوبترين فرد را نزد خود كسى مىداند كه مطيعترين و پرهيزكارتر باشد.
د ـ سخاوتمندان
بخشندگى و دستِ دهنده داشتن از سجاياى اخلاقى مهمى است كه از طرف پيشوايان دينى همواره مورد تأكيده بوده است. ايشان تلاش كردهاند در ذيل عناوين مختلفى چون سخا، جود، كرم و... و پرداختهاى دينى چون: زكات، خمس، صدقه... و «صَرف مال در راه خدا» را به عنوان يكى از مهمترين ارزشها مطرح نمايند تا آنجا كه سخاوتمندان را از محبوبترين افراد برشمردهاند.
موضوع مطلب : |:| مهر و ومحبت در ادیان
اين پيرو، كسى است كه همه دوستش دارند، دوست دارند با او دوست شوند و دوستيهايشان پاينده باشند. با ديدن او به شوق آيند و در صرف عمر و مال، در كنار او مضايقه نكنند.
به راستى، راز محبوب شدن چيست؟ و بايد از چه عواملى كمك گرفت تا به محبوبيت رسيد؟
محبوب خدا
كسى محبوب خداست كه خدا محبوبش باشدو آنگاه كه خدا محبوبش شد آنچه را مىپسندد كه محبوبش بپسندد و به قول شاعر: «پسندد آنچه را جانان پسندد». آن مىگويد و آن مىكند كه محبوبش دوست دارد و محبوب، وقتى دوستى و محبت او را به خودش دريافت، او را محبوب خود مىكند و عاشقش مىشود و به كمالش مىرساند.
پس اين دوستى، دو طرفه است. وقتى انسان، محبوب خدا خواهد شد كه خدا محبوب او شده باشد و زمانى كه مىخواهد دريابد آيا محبوب خدا هست يا خير، مىتواند به قلب خود بنگرد. اگر خدا محبوب قلب او بود و يادش مانند ياد معشوقى دلآرام، لذّت بخش لحظات زندگى او شد، آنگاه بايد بداند كه خدا نيز دوستش دارد. وقتى خدا بندهاى را دوست داشت به او نعمت مىبخشد و به فرمانبرى خود، توفيقش مىدهد و به آنچه پسنديده اوست هدايتش مىكند.
محبوب خدا شدن، مقامى است كه بنده بايد با هدايتجويى از خدا، آن را به دست آورد و در اين راه از عوامل رساننده به اين مقام والا، مدد جويد.
موضوع مطلب : |:| مهر و ومحبت در ادیان
















