شما به فلش پلاير براي نمايش زيبايي هاي اين وبلاگ نياز داريد و مي توانيد از لينک
زير آن را سريعا نصب کنيد
الف- محبتهاي ظاهري و معمولي :
آن در اثر اين پيدا مي شود که جهت محسوس و مرئي و صورت ظاهري محبوب به نحوي است که شخص محب وقتي آن را درک مي کند همان ظاهر محسوس را متناسب با خواسته و ملائم با تمايلات ومطبوع طبع خود مي يابد و مورد توجه و پسند و موضع تمرکز حواس وي قرار مي گيرد و به لحاظ اين ملايمت است که مي گويند: آن شئ داراي جمال است و بواسطه جمالش جاذبه اي دارد که دل را متوجه خودش مي کند و کششي دارد که حواس و عواطف انسان را به سوي خود جلب مي کند .
ب- محبتهاي معنوي(جمال معنوي) :
از آن نوع ديگري از کمالات نامحسوس و غير قابل رؤيت مانند شجاعت ، گذشت ، ايثار ، درجات بالاي علمي و صفات عالي ديگر ، وجود دارند که وقتي انسان آنها را از طرق ادراکي متناسب با خودش درک مي کند آنها نيز مورد توجه و پسند وي قرار مي گيرند و توجهات انسان روي آنها تمرکز مي يابد و در دل خود نسبت به آنها احساس محبت مي کند
و فطرتاً نوعي کشش و علاقه يا آشنايي و يگانگي با آنها را در دل خود مي يابد و انجذاب قلبي نسبت به کسي که داراي اين صفات است پيدا مي کند ودلش به طرف او کشيده مي شود با اين که اين صفات محسوس نيستند عاليترين اين صفات در وجود بي نهايت خداوندي است که جامه تمام صفات جمال است وبعد اوليائ الهي که از مراتب بالاي کمالات برخورداند و در مراتب پايينتراز آنها مؤمنين قرار دارند
پس حب تعلقى است خاص و انجذابى شعورى و مخصوص بين انسان و كمال او و به امور مادى وغير مادي تعلق مي گيرد مانند دوست داشتن خداوند، دوست داشتن انبباء و اولياء الهي ، افراد ديگر ، دنيا، مال و ... اينها همه از مصاديق حب هست ، وما هيچ شكى در وجود آنها در دل خود نداريم ، چون رابطهاى است وجودى- و وجود خود حقيقتى است مشكك يعنى داراى مراتب مختلف_ هرچند حب حقيقتى است كه در تمام موجودات عالم سريان و جريان دارد ولي چون معمولا كلمه (حب) را در موارد انسانها بكار مىبريم هر چند تعلق وجودى كه حقيقت حب عبارت است، از آن جهت كه حب است، هيچ مشروط بر وجود علم و شعور نيست و از اينجا روشن مىگردد كه همه قوا و مبادى طبيعى، حتى آنها هم كه علم و شعور ندارند، آثار و افعال خود را دوست ميدارند ولي آنها از محل بحث ما خارجند.
چون محبت تنها به امور مادى متعلق نميشود؛ ولذا از آنجاکه خداى سبحان از هر جهت كه حساب كنيم، اهليت آن را دارد كه دوستش بداريم، براى اينكه هستى او بذات خودش است نه عاريتى و كمال او غير متناهى است، در حالى كه هر كمالى ديگر متناهى و محدود است ( اين حبى است ذاتى كه محال است از بين برود) و نيز خداى تعالى خالق ما است و بر ما انعام مىكند، آنهم به نعمتهايى كه غير متناهى است، هم از نظر عدد و هم از نظر زمان، به همين جهت او را دوست ميداريم و به او عشق مي ورزيم و چون هر محبى همه متعلقات محبوب خود را نيز دوست ميدارد، پس ما هم هر آنچه که رنگ الهي داشته باشند مانند: انبياء واولياء الهي ومؤمنين را دوست داريم و بالطبع بايد از دشمنان آنان و دشمنان دين خداوند بيزاري بجوئيم .
ادامه مطلب رابخوانید.
موضوع مطلب : |:| اهمیت مهرورزی در جامعه
مهر و حق
درونِ سینه ها دردی غریب و جانفزا دارند
به هر راهی که می پویند غمی از محتوی دارند
زحرفِ پر فریبِ هر ستمکاری دلی ریش است
اگر تایید گر باشند ، بدان در دل، ریا دارند
زجمعی تازه دین آورده مأیوسند و هم غمگین
به ترمیم حیات خود ، هراسی جان فزا دارند
ببین چون اشک چشمان ، از حسد سوزد
وگر مکر و ریا ، پنهان شود این ادعا دارند
قبول ظلم اینک راهِ مردانِ حقیقت نیست
بیا دستم بگیر ای دوست، دردی جانفزا دارند
کسانی چون که خورشیدند و گر ماهِ فروزانند
اگر در دل چراغی روشن و پر از بها دارند
اگر هم جمع آنان ، پر فروغ و رهگشاباشد
ببین در زیر هر پرچم فقط یاد خدا دارند
ولی اینک که مهر و عاطفه دیگر هویدا نیست
و انسانیتِ انسان فقط در یادها دارند
و گر هر کس بفکر خویش راهی پر خطر جسته
چرا تعلیم می جویند اگر او را جدا دارند
بیا تا چشمِ خود را باز کرده غیرتی باشیم
که اینان جسم خود را در غریق موجها دارند
اگر دنیا گلستان ، آخرت را پر بها خواهیم
از آنان ملتمس باشیم که آنها رنجها دارند
اگر از خود جدا گشته زطوفان در هراس آییم
نجات ما از این گرداب را آنان بپا دارند
اگر خواهی که ایزد بار دیگر مهر افروزد
بیا قسمت نماعشقی که از رحمت بنا دارند
در آن صورت معلم عالم افروزد، زِ رنج خویش
چراغ معرفت در کوی و برزن ها به پا دارند
اگر انصاف داری گو بهای سوختن را چیست
نگاهِ مهر گر خاموش گردد ، درد ها دارند
بیا تا حق ادا کرده بسی ما مهربان باشیم
عدالت گر میسر شد به هر دل وصفها دارند
معلم راه می جوید که مهری را بر افروزد
مگر در خلوتِ عشاق یاد حق بپا دارند
موضوع مطلب : |:| اهمیت مهرورزی در جامعه
آدمها به همان اندازه که نياز به محبت دارند نياز به محبت کردن هم دارند.. همان اندازه که محتاج دوست داشته شدن هستند به دوست داشتن هم محتاجند.. به اندازه اي که نياز به تکيه کردن دارند به تکيهگاه شدن نياز دارند..
آدمها به همان اندازه که به دريافت محتاجند به بخشش، به دادن هم نياز دارند..
اينجا هم تعادل.. مثل همه جاي زندگي.. تعادل بين دريافت و بخشش.. آدمهايي که مهرباني ميکنند و ظرفيت پذيرش مهرباني دارند..
آدمهايي که بيشتر ميبخشند بدون آنکه دريافت کنند، از خود مايه ميگذارند. تمام آنچه را دارند به نوعي نثار ميکنند بيآنکه چيزي از کسي طلب کنند و يا بپذيرند و بتوانند بپذيرند. اينان موجوداتي ميشوند تهي..درون خود را خالي ميکنند و به ديگران ميدهند.. بي آنکه چيزي را جايگزين کنند.. در آخر خسته از بخشيدن به جام تهي خود نگاه ميکنند..
آنانکه بيشتر دريافت ميکنند بيآنکه ببخشند، خودخواهاني که ديگران تنها زاده شده اند که تأمين کننده ي آنها باشند.. انگلهايي که تنها با دريافت از ديگران زنده اند.. تنها مي گيرند.. اينها نيز تهي مي شوند اما به گونه اي ديگر!
دستهي اول عاشقاني ميشوند بدون ظرفيت دوست داشته شدن، محبت را پس مي زنند و يا خود را لايق آن نميدانند مهرباناني که ديگران بخشيدن را وظيفه شان ميدانند و دسته ي دوم معشوقاني که هيچگاه عاشق شدن نميآموزند.. موجوداتي که تنها محبت را دريافت ميکنند و هيچگاه طعم محبت کردن و مهرباني را نمي چشند.. محبت را دريغ ميکنند و ديگران را لايق محبت نمي دانند..
آدمها به محبت نياز دارند و به همان ميزان به محبت کردن..
انکار نکنيم نيازمان را.. محبت کنيم و محبت ديگران را بپذيريم..
موضوع مطلب : |:| اهمیت مهرورزی در جامعه
موضوع مطلب : |:| اهمیت مهرورزی در جامعه
اگر دين اسلام را دين محبت و دوستي نامگذاري كنيم كاربيهوده اي نكرده ايم و نام مناسبي در آئين فطري نهاده ايم در بسياري از اداب اجتماعي و قوانين حيات جمعي كه در دين مقدس اسلام وجود دارد، مهرو محبت، محور قرار گرفته است و هدف نهايي ، از آن دستورات ، تأمين خلاء عاطفي در جامعه مي باشد و بديهي است هر جامعه اي كه مردمانش با هم مهربان و دل رحم باشند، زيستن در چنين جامعه اي بسيار گوارا و مطلوب و مايه ي خوشبختي خواهد بود.
قرآن مؤمنين و همراهان پيامبر را چنين مي ستايد:
«« اشداء علي الكفار رحماء بينهم »» يعني : پيروان راستين حضرت محمد (ص) رسول خدا، همانطور كه به كافران ترحم نمي كنندو در برابر كفر، فساد و انحراف شدت عمل نشان مي دهند و ابداً انعطاف ندارند به همان اندازه در ميان خود و نسبت به هم مهرباني و محبت پيشه كنند
از نظر پيامبر بزرگ اسلام اصولاً اظهار محبت به مردم و عملاً در اين راه قدم نهادن نشانه اي از عقل و خرد است و به عبارت ديگر ، سرآغاز عاقلي و خردمندي بعداز تد ين و گرايش به اسلام ، محبت به مردم و دوستي با آنان است نگاه كردن به صورت برادر ديني از روي مهر و محبت خدائي عبادت محسوب مي شودمحبت به مردم و جلب دوستي آنان ، نيمي از دين و پاي بندي به آئين اسلام است .
پيامبر (ص) در حديثي مؤمن را چنين تعريف كرد ه اند :
«« مؤمن ، مرد شريف و بزرگواري است اما شخص فاسق ، پست و فريبكار است و بهترين مؤمنان كساني هستند كه با مؤمنان ديگر بيشتر انس مي گيرند و اظهار محبت و دوستي مي كنندو فايده اي ندارد آن كسي كه با مردم انس نمي گيرد و نه مردم مي توانند با او مأنوس شوند خداوند رحيم است و اشخاص دل رحم و مهربان را دوست دارد»»
اميرالمؤمنين علي (ع) در باره ي ارزش محبت و دوستي بيان علمي دارد ميدانيم كه خويشاوندي و نسبت فاميلي به حسب ظاهر نزديكترين رابطه عاطفي بشمار مي آيد0 امام علي(ع) مي فرمايند :
«« نياز خويشاوندان به مهر و محبت از خود نياز خويشاوند ، بيشتر است »»
يعني اگر مي خواهي در جامعه اي مورد محبت قرار بگيري و مردم تورا دوست داشته باشند خود ، با مردم مهربان و دلسوز و پر مهر باش .
در مورد مهرورزي با مردم امامان ما صحبتهاي بسياري كردند كه مي توان از آنها به سخن امام صادق(ع) اشاره كرد كه فرمودند: دوستي و محبت برادران ديني را علامت علاقمندي انسان به دين خود بدانيد.
در حديثي ديگر امام محمد باقر(ع) مي فرمايند :
«« مهر و محبت مايع اتحاد و اتفاق در يك جامعه است »»
موضوع مطلب : |:| اهمیت مهرورزی در جامعه
موضوع مطلب : |:| اهمیت مهرورزی در جامعه
آثار وضعي و نتايج دينوي مهر و محبت نيز بسيار چشمگير است و در زمينه ي پاداش اخروي و ثواب معنوي اين خلق و خوي عالي هر چديث و اثر روشنگر فراواني وجود دارد.
پيامبر (ص) در مورد موقعيت كساني را كه براي خشنودي خدا ، با مردم مهرباني مي كنند و نسبت به مؤمنين محبت دارندچنين فرموده: ( آنان در روز قيامت در جايگاهي از زبرجد سبز در سمت راست سايه ي عرش الهي كه هر سويش دست راست است قرار خواهند گرفت، صورتهايشان سفيد تراز برف و نوراني تر از آفتاب درخشان است ، مردم مي پرسنداين هاصاحبان چه عملي هستند؟ پاسخ مي شنوند: اينان كساني هستند كه براي خدا و در راه رضاي خدا محبت مي كردندو به مردم مهر مي ورزيدند. ))
از حضرت امام باقر(ع)رواياتي در بحث نتايج مهرورزي وجود دارد كه به نوشتن يكي از آنها براي درك مهر ومهرورزي بسنده مي كند آن حضرت فرمودند: (( اينان همسايگان خدا در كنار رحمت و لطف اويند روزي كه مردم دچار ترس وحشت اند اينان وحشت و ترسي نخواهند داشت و روزي كه همه بايد حساب پس دهنداينان بدون حساب وارد بهشت مي شوند.))
حضرت امام صادق (ع) در حديثي فرمودند (( محبت و علاقه شخصي به برادران ديني اش مايه ي فضليت و ارزش او نزد خداي تعالي است ، و هركس با وظيفه ي مهرورزي به برادران ايماني ، آشنا باشد خداوند او را دوست مي دارد، و هركه را خداوند دوست بدارد پاداش او را كامل و تمام خواهد داد.))
اظهار دوستي و محبت با خدا بايد همراه با تبعيت و اطاعت باشدنه معصيت ، چون حب صادقانه به اطاعت محبانه منجر ميشود ادعاي دوستي با اهل بيت ، ولي اهل گناه و آلودگي بودن ، نوعي تناقض است بايد تفهيم كرد كه هر چند دين ، (دين محبت و مهرورزي) است ، ولي محبتي صادقانه است كه به همرنگي و هماهنگي كشيده شود همچنان كه دو نفر وقتي به هم محبت مي كنند به خاطر همين تلاش مي كنند مثل هم باشندو از رنجاندن و مخالفت ديگري پرهيز كنند.
موضوع مطلب : |:| اهمیت مهرورزی در جامعه
نخستين مراتب محبت همان «هوي» به معني تمايل است، سپس«علاقه» يعني محبتي كه ملازم قلب است و بعد از آن، «مكلف» به معني شدت محبت و سپس «عشق» و بعد از آن «شعف» يعني حالتي كه قلب در آتش عشق مي سوزد و از اين سوزش احساس لذت و بعد از آن «لوعه» و سپس «شعف» يعني مرحله اي كه عشق به تمام زواياي دل نفوذ مي كند و سپس «تولد» و آن مرحله اي است كه عشق عقل انسان را مي ربايد و آخرين مرحله«هيوم» است و آن مرحله بي قراري مطلق است كه شخص عاشق را بي اختيار به هر سو مي كشاند..
ادامه مطلب رابخوانید.
موضوع مطلب : |:| اهمیت مهرورزی در جامعه
در بسياري از موارد، تشخيص رفتار سالم از ناسالم آن چنان كه عامه تصور ميكنند، كار راحتي نيست. حتي اگر اين چنين تشخيصهايي بين مردم رايج باشند، ملاك قابل قبولي محسوب نميشوند.
روانشناسان باليني سعي ميكنند با تعيين ملاكهايي دقيق، مرز بين رفتارهاي سالم و ناسالم را تشخيص دهند. در اين ميان، نكته مهم آن است كه هر رفتار در يك طيف مورد مطالعه قرار ميگيرد.
توضيح اين موضوع با مثالي مؤثرتر خواهد بود. به عنوان نمونه، ترس، رفتاري است كه ميتوان آن را در طيفي بين صفر تا صد بررسي كرد. ترس در حد صفر اگرچه در عمل به ندرت قابل مشاهده ميشود اما رفتار چندان سالمي به حساب نميآيد.
كودك يا بزرگسالي را تصور كنيد كه از هيچ كس و هيچ چيز نميترسد؛ آيا احتمال آسيبپذيري چنين فردي زياد نيست؟ براي حفظ سلامت و ايمني در زندگي، وجود مقداري از ترس لازم است.
احساس خطر و ترسيدن در بعضي از موقعيتهاي زندگي باعث دوام و بقاي ما ميشود. اگر كسي به اين دليل كه نميترسد به سيم لخت برق دست بزند، آدم جسوري به حساب نميآيد و به طور حتم اين نوع نترسيدن، سر او را به باد خواهد داد. هر چه در اين طيف پيشتر رويم، جنبههاي غيرعادي موضوع بيشتر خواهد شد.
وقتي ترس به حدي برسد كه روند زندگي عادي را مختل كند به اصطلاح روانشناسان به رفتاري مرضي تبديل ميشود و رفتاري ناسالم است. كسي از بلندي به حدي ميترسد كه حتي حاضر نيست پشتبام برود؛ كودكي ترس مرضي در مورد مدرسه رفتن دارد؛ فردي كه از ترس غرق شدن تا كنار استخر هم نميرود؛ نمونههايي از جنبههاي ناسالم رفتار محسوب ميشوند.
ادامه مطلب رابخوانید.
موضوع مطلب : |:| اهمیت مهرورزی در جامعه
علماء اخلاق معتقدند آدمی زمانی که دچار قساوت قلب شد بر اثر مرورقلب خود را که جایگاه اصلی مهرورزی است به پایگاه خشم ونفرت تبدیل میکند. قلب انسانها بر اثر انباشته شدن نفرت و خشم به موجودی مسخ شده تبدیل می شود که هرکاری از او ممکن است سربزند.جهان معاصر مانیز متأسفانه بر اثر رواج فرهنگ ماشینیسم و ماشین مداری فاصله شایان توجهی با اصول و معیارهای معرفتی و محبتی قرنهای سراسر افتخار خود گرفته است.انسان معاصر می کوشد تا به جای دل خوش کردن به خود اوقات خود را با ساخته های دست خود بگذراند.ساخته هایی که هرکدام مبین سختی و خشونت است ماشین آلاتی که جز سردی هدیه دیگری به محیط مهربانی آدمیان نیاورده اند اکنون زمان رسیدن به خود فرا رسیده است. زمان رهایی از بند هوی و هوس و به قول حافظ شیراز زمان زمان پرده بر فکندن از غبار تن است :
حجاب چهره جان می شود غبار تنم
خوشا دمی که از این چهره پرده بر فکنم
موضوع مطلب : |:| اهمیت مهرورزی در جامعه
محبت و مهرورزي از شيوه هاي مؤثر و ثمر بخش تعليم وتربيت است و اولياء و مربيان و معلمان مي توانند با به كارگيري اين شيوه به مقاصد آموزش و پرورش سريع و آساني دست يابند . خواجه نصير الدين طوسي محبت و مهرورزي را از ويژگيهاي ذاتي انسان مي داند و مي گويد : واژه انسان مشتق از نسيان نيست ، بلكه از انس گرفته شده و چون خصيصه ذاتي انسان و كمال او به حساب مي آيد و كمال هر چيزي به اين است كه خاصيت خود را ظاهر سازد ، بنابراين آدمي بايد محبت بپذيرد و مهر بورزد . از اينرو عقل و دين ، آدمي را به مهرورزي فرا خوانده اند و زمينه آن را نيز فراهم آورده اند . بدون ترديد اگر محبت بر خانه ، مدرسه و جامعه حاكم باشد و در برنامه مسؤلان برنامه ريزي تعليم و تربيت مورد عنايت جدي قرار گيرد و زمينه اجراي آن نيز فراهم شده باشد ، بسياري از تباهيها ، نابسامانيها و مشكلات حل خواهد شد . خواجه طوسي محبت را برتر از عدالت دانسته است ؛ زيرا عدالت موجب پيدايش اتحاد صناعي است ، ولي محبت عامل پيدايش اتحاد طبيعي است و اتحادطبيعي برتر از اتحاد صناعي است و اگر محبت در خانه ، مدرسه و جامعه حاكم باشد ، نيازي به عدالت نيست . خواجه طوسي محبت آدمي را به دو دسته طبيعي و ارادي تقسيم مي كند : محبت طبيعي نظير محبت والدين به فرزند كه از خواسته هاي ذاتي و دروني است و محبت ارادي محبتي است كه عوامل گوناگوني مثل لذتهاي زودگذر ،منافع مادي وكمالجويي و سعادت خواهي ، موجب پيدايش آن مي شوند . از همه محبتها برتر و بالاتر محبتي است كه از هر گونه شائبه ماديات ، انفعال ، كدورت و ظلمت تهي است و آن محبتي است كه در نهاد انسان به خداي سبحان نهاده شده و با ذات و سرشت او آميخته شده است و چون آن را رشد دهند به مقام رضا و تسليم و شوق و انس نايل مي آيد و تنها خدا را مي بيند و رضايت او را مي جويد .
« برگرفته از کتاب آرای دانشمندان مسلمان در تعلیم و تربیت و مبانی آن جلد دوم نویسندگان محمد بهشتی و مهدی ابو جعفری و علی نقی فقیهی زیر نظر حجة الاسلام علیرضا اعرافی پژوهشکده حوزه و دانشگاه صفحه ۱۵۴ »
موضوع مطلب : |:| اهمیت مهرورزی در جامعه
عدالت
در جامعه ی ما رویکرد عدالت باید عوض شود . عدالت باید در دو حوزه بحث شود . یکی تولید و دیگری توزیع . عدالت در توزیع یعنی فرصتهای برابر به همه داده شود و از آن روستایی که هیچ ارتباطی با شهر ندارد تا فردی که در این شهرهای مدرن زندگی می کند باید دریک فرصت برابر باشند . فرصتها نباید به انحصار افراد خاصی دربیاید . فرصتها نباید درانحصار شهرها ، قبایل و قومیت های خاصی دربیاید . فرصتها باید بصورت عادلانه و برابر دراختیار همه قرار بگیرد .این همان عدالت توحیدی است .
عدالت در توزیع هم وجود دارد . عدالت در توزیع یعنی اینکه اگر انسانهایی که در کشورمان زندگی می کنند و نمی توانند امرار معاش کنند ما با حکم اینکه ثروت نتیجه تمام فعالیتهای اجتماعی است باید بدانیم که حتی آنهانیز درثروت و تولید ملی نقش و سهمی دارند و این ثروت نیست . عدالت د ر تولید و هم در توزیع باید بر موازات همدیگر پیش رود . اگر این طور شود ، کارآیی ، ثروت و تولید را خواهیم داشت و از طرف دیگر با فقر مقابله خواهد شد .
در صورت پیروزی در انتخابات ، مهم ترین کارم برداشتن ذوالفقار علی (ع) و پیاده کردن عدالت و از بین بردن فقر است .
ادامه مطلب رابخوانید.
موضوع مطلب : |:| اهمیت مهرورزی در جامعه
آيين مذهبي ، منش ملي ، آداب اخلاقي و باورهاي فرهنگي به ما آموخته است كه همه ي انسانها با فطرت پاك الهي متولد مي شوند : " كُلُّ مولود يولَدُ علي الفطرةٍ الاّ اَنْ اَبَواهُ يهودانَهُ او يَنْصُرانَهُ او يمجُسانَه " هر ذره اي با فطرتش متولد مي شود الا اينكه پدر و مادر او يهودي يا مسيحي يا زرتشتي است .
اما شرايط خاص حاكم بر جامعه تحت تاثير عوامل سياسي ، فرهنگي ، اخلاقي و ... مي تواند اين فطرت سالم را دستخوش تغيير و تحول كند و يا سبب انحراف يا اضمحلال اين فطرت سالم گردد .
" محبت " نيز از جمله عناصر وجودي انسان است كه با او متولد مي شود و تحت تاثير عوامل مختلف اجتماعي شكل مي گيرد . اگر اين عوامل در جهت مثبت باشد ، محبت ماندگار و پايدار مي ماند در غير اينصورت اثر وجود ي خود را از دست مي دهد .
ادامه مطلب رابخوانید.
موضوع مطلب : |:| اهمیت مهرورزی در جامعه
موضوع مطلب : |:| اهمیت مهرورزی در جامعه
محبت و مهر ورزی مانند میوه ای است که در تمام فصل های سال در
دسترس است و هر کسی نیز توانایی خرید آن را دارد
موضوع مطلب : |:| اهمیت مهرورزی در جامعه
















