شما به فلش پلاير براي نمايش زيبايي هاي اين وبلاگ نياز داريد و مي توانيد از لينک
زير آن را سريعا نصب کنيد

ولاء محبت یا قرابت آن است که به مردم توصیه شده است خاندان و ذویالقربای پیامبر را دوست بدارند. که در این زمینه آیات و روایات بسیاری نقل شده است. در این باره به بیان نکته ای می پردازیم:
- اول اینکه چرا اینهمه نسبت به محبت اهل بیت سفارش شده که قطعاً باید فلسفهای داشته باشد.
ولاء محبت اهل بیت یک چیز ساده و پیش پا افتاده نیست بلکه یک جریان است و اینکه خداوند در قرآن می فرماید قل لا اسئلکم علیه اجراً الا الموده فی القربی همین معنی را بیان میکند.
این محبت است که باعث پیوند واقعی مردم با اهل بیت می شود تا از وجودشان آثارشان همچنین از سخنانشان و روششان بتوانند استفاده کنند.
و از سوی دیگر عشق به اولیاء انسانهای پاک خود عاملی ارزنده میباشد. و برای تحرک روح ها بسیار مفید است.
دیگر اینکه ولاء و محبت مختص شیعه نبوده است امام شافعی (که بنیانگذار یکی از مذاهب اهل تسنن) در یکی از اشعار خود می گوید.
«ای سواره در سرزمین پر سنگریزة منی بایست و سحرگاه فریاد کن به آنکه که در خیف ساکن است و به آن که حرکت کرده است آنگاه که حجاج از شعر به منی حرکت می کنند کثرت جمعیت مانند رود فرات موج می زند که اگر محبت آل محمد رفض شمرده می شود من رافضی هستم». (این لقبی است که اهل سنت برای شیعیان درست کرده اند و به معنای خروج از دین است!!)
و باز او می گوید:
«ای اهل بیت رسول دوستی شما فریضهای است از جانب خداوند که در قرآن آن را فرود آورده است. از فخر شما همین بس که درود بر شما جزء نماز است و هر کس بر شما درود نفرستد نمازش باطل است. و بارها بارها از اهل سنت چه از قدما و چه از معاصران کلمات و گفتارهایی این چنین شنیده شده است».
فخر رازی که از مخالفان سر سخت شیعه بود روایتی را نقل می کند که پیغمبر فرمود:
من مات علی حب آل محمد مات شهیداً، الا و من مات عمل حب آل محمد مات مغفوراً له، الا و من مات علی حسب آل محمد مات تائباً، الا و من مات علی حسب آل محمد مات مؤمنا مستکمل الایمان
هرکس بمیرد در حالیکه دوستی آل محمد را در سینه داشته باشد، شهید مرده است، جز این نیست که گناهانش بخشیده شده توبه کرده جان داده و مؤمن و با ایمان در حال تکامل از دار دنیا رفته است.
در مسأله حب اهل بیت شیعه و سنی با یکدیگر اختلاف نظر ندارد.
فخر رازی از رسول اکرم نقل می کند: هر کس بر دشمنی آل محمد بمیرد کافر مرده است و کسی که بر دشمنی آل محمد بمیر هر گز بوی بهشت را بر مشام خود خس نخواهد کرد.
در اینکه مادهی ولا به معنی حب جای بحث ندارد و ولا به این معنی بسیار استفاده شده است.
موضوع مطلب : |:| مهر و ومحبت در ادیان
احـسـاس دوستى و ابراز محبت به ديگران , همسالان و بزرگترها نشانگر يكى از نيازهاى طبيعى اوست .
هنگام بلوغ , در نوجوان نسبت به جنس مخالف محبت و دوستى هم پديد مى آيد.
ايـن كـشـش , نـشـانه اى از رحمت الهى است كه خداوند براى استوارى نظام خانواده و گزينش همسر, در آينده براى او تدارك ديده است .
در حقيقت , اين احساس محبت , يكى از اساسى ترين شالوده هاى نظام خانواده در روابط اجتماعى او به شمار خواهد آمد و بناى استوار زندگى خانوادگى او را در آتيه تشكيل خواهد داد.
خـداونـد مـى فـرمايد: و از نشانه هاى قدرت الهى , اين است كه براى شما از جنس خودتان زوجى بيافريد تا اين كه در كنار او آرامش يابيد وبين شمارحمت و محبت , جارى كرد
موضوع مطلب : |:| مهر و ومحبت در ادیان
در بين كسانى كه به همه آنچه خواست خداوند است توجه مىكنند و براى محبوب شدن خود تلاش مىكنند، عدّهاى سعى بيشترى كرده، گوى سبقت را ربوده و در زمره محبوبترينها قرار مىگيرند كه به چند نمونه از آنها اشاره خواهيم كرد:
الف ـ سود رسانان
بسيار شنيدهايم كه: «عبادت، به جز خدمت خلق نيست» و به راستى مردمان،
نانخورِ خدايند و هر كس با نانخوران خداوند، نيكْ رفتار باشد و به ايشانْ سود برساند، محبوب اوست و يكى از محبوبترين افراد، كسى است كه بيشترين سود را به مردم برساند و نفعش براى عموم مردم باشد.
ب ـ مهرورزان
از آنجايى كه هدف دين اسلام، ساختن جامعهاى بر بنيان محبت و مهرورزى مردم با يكديگر است، لذا بهترين تعبيرات را در متون دينى درباره دوستى و دوستدارى مردم، و بهترين جايگاههاى معنوى را براى پيشتازان اين عرصه در نظر گرفتهاند. تا آنجا كه بهترين بندگان خدا را كسانى معرفى كردهاند كه در راه خدا دوستدار يكديگرند.
ج ـ فرمانبران
در رابطه ميان عاشق و معشوق و محبّ و محبوب، «فرمانبرى» يكى از اساسىترين ابزارهاى سنجش ميزان عشق و علاقه است و هرچه مدّعىِ دوستى، فرمانبرتر باشد، ميزان محبّت او بيشتر مىنمايد. خداوند نيز محبوبترين فرد را نزد خود كسى مىداند كه مطيعترين و پرهيزكارتر باشد.
د ـ سخاوتمندان
بخشندگى و دستِ دهنده داشتن از سجاياى اخلاقى مهمى است كه از طرف پيشوايان دينى همواره مورد تأكيده بوده است. ايشان تلاش كردهاند در ذيل عناوين مختلفى چون سخا، جود، كرم و... و پرداختهاى دينى چون: زكات، خمس، صدقه... و «صَرف مال در راه خدا» را به عنوان يكى از مهمترين ارزشها مطرح نمايند تا آنجا كه سخاوتمندان را از محبوبترين افراد برشمردهاند.
موضوع مطلب : |:| مهر و ومحبت در ادیان
اين پيرو، كسى است كه همه دوستش دارند، دوست دارند با او دوست شوند و دوستيهايشان پاينده باشند. با ديدن او به شوق آيند و در صرف عمر و مال، در كنار او مضايقه نكنند.
به راستى، راز محبوب شدن چيست؟ و بايد از چه عواملى كمك گرفت تا به محبوبيت رسيد؟
محبوب خدا
كسى محبوب خداست كه خدا محبوبش باشدو آنگاه كه خدا محبوبش شد آنچه را مىپسندد كه محبوبش بپسندد و به قول شاعر: «پسندد آنچه را جانان پسندد». آن مىگويد و آن مىكند كه محبوبش دوست دارد و محبوب، وقتى دوستى و محبت او را به خودش دريافت، او را محبوب خود مىكند و عاشقش مىشود و به كمالش مىرساند.
پس اين دوستى، دو طرفه است. وقتى انسان، محبوب خدا خواهد شد كه خدا محبوب او شده باشد و زمانى كه مىخواهد دريابد آيا محبوب خدا هست يا خير، مىتواند به قلب خود بنگرد. اگر خدا محبوب قلب او بود و يادش مانند ياد معشوقى دلآرام، لذّت بخش لحظات زندگى او شد، آنگاه بايد بداند كه خدا نيز دوستش دارد. وقتى خدا بندهاى را دوست داشت به او نعمت مىبخشد و به فرمانبرى خود، توفيقش مىدهد و به آنچه پسنديده اوست هدايتش مىكند.
محبوب خدا شدن، مقامى است كه بنده بايد با هدايتجويى از خدا، آن را به دست آورد و در اين راه از عوامل رساننده به اين مقام والا، مدد جويد.
موضوع مطلب : |:| مهر و ومحبت در ادیان
چگونگي محبّت نمودن به وسيلة ايمان" نشان ميدهد كه چگونه هر مسيحي ميتواند در عمل محبّت خارقالعادة آگاپه را به وسيلة ايمان به خوداختصاص داده و آن را ابراز نمايد. اين محبّت بينظير و ريشهاي دنياي قرن اول رادگرگون ساخت و اكنون نيز نيروي محركي است كه بيايمانان را نزد مسيح ميآورد. اين كتابچه به ما ميآموزد كه چگونه "محبّت آگاپه" قادر است موجب مصالحة ما با دشمنانمان گردد. و موانعي همچون اختلافات طبقاتي، رنگ و نژاد را در هم دكتر بيل برايت به شما پيشنهاد مينمايد تا شما نيز اين محبّت خارقالعاده را به خود اختصاص دهيد. محبتي كه هنوز قدرت آن را دارد تا دنيايي را كه در آن زندگي ميكنيد دگرگون سازد. بيل برايت
ادامه مطلب رابخوانید.
موضوع مطلب : |:| مهر و ومحبت در ادیان
سلام اي مهربان پروردگار پاك بي همتا
خدايا جز تو آيا مهرباني هست؟
گرچه پيمان خودم را با تو بشكستم
نمي شد باورم اما، چه زيبا باز من را سوي خود خواندي
عزيزا، من گمان كردم كه ديگر راه برگشتي برايم نيست
خداوندا مرا البته مي بخشي
گمان كردم به جرم غفلت از تو
مرا راندي، و در را پشت سر بستي
حبيبا ،باورش سخت است
اما تو مرا اينك، براي آشتي خواندي؟!!!
به پاس آشتي با تو، اينك
من خدايا عهد مي بندم
از اين پس بي شكايت،دوست خواهم داشت
بي توقع مهر مي ورزم
خدايا، سينه ام را رحمت پاك گشايش،مرحمت فرما
به لبهايم، تبسم را
به چشمم، نور پاكت را
به قلبم، مهرورزي را
خداوندا، بلنداي دعايت را عطايم كن
تو معشوق همه عالم
از اين پس،عاشقي را، پيشه ام فرما
خدايا راستش من آدميزادم
گاه گاهي گر گناهي مي كنم
طغيان مپندارش
كريما،من گناهي بنده اي دارم
و تو بخشايشي جنس خدا
آيا اميد بخششم، بي جاست؟
خودت گفتي بخوان
مي خوانمت، اينك مرا درياب
به چشماني كه مي جويد تو را، نوري عنايت كن
و خالي دو دستم كوچكم را
هديه اي اينك عطا فرما
خودت گفتي ،كسي را دست خالي برنگردانيد
كنون اي اولين و آخرينم
بارالها،راست مي گويم
دگر من با خدايم آشتي هستم
ببخشا آن گناهاني كه دور از چشم مردم،
در حضورت مرتكب گشتم
گناهاني كه نعمت هاي پاكت را مبدل كرد
خداوندا، ببخشا آن گناهاني كه باعث شد،
دعايم بي اثر گردد
گناهاني كه اميد مرا از تو، پريشان كرد
خدايا پيش آناني كه مي گويند، من را تو نمي بخشي
تو رسوايم مكن
من گفته ام، من مهربان پروردگار قادري دارم
كه، مي بخشد مرا
آيا به جز اين است؟
خدايا، بين من با آنكه نامت را نمي خواند
فرقي نيست؟
اگر من را به عدلت، در ميان آتش اندازي
ميان آتشت، من باز مي گويم
هلا اي مردمان،
من مهربان پروردگار قادري دارم
كه او را دوست مي دارم
چه پيوندي ميان آتش و قلبي كه مهر تو در آن پيداست؟
و گيرم صبر بر آتش
وليكن صبر بر دوري تو،هرگز
خدايا خوب مي دانم، مرا تنها نمي خواهي
خدايا راست مي گويي
غريب اين زمين خاكيت جز تو كه را دارد؟
مرا مهمان دنياي خودت كردي
كريما تو پذيرايي از مهمان خود را، خوب ميداني
تو صاحبخانه خوبم
تو ظرف خالي مهمان خود را دوست مي داري؟
خداوندا،مرا جز تو خدايي نيست
و مي دانم تو نوميدي ما اميدواران خودت را، بر نمي تابي
اگر برگردم از پيش تو با دستان خالي
منكرانت شاد مي گردند
خداوندا، شهادت مي دهم هستي
شهادت مي دهم، من پروردگار عادلي دارم
شهادت مي دهم، من مهربان قلبي ز روح پاك او دارم
شهادت مي دهم، من قطره اي از روح اويم
گر چه گاهي خود نمي دانم
شهادت مي دهم، من قلب پاكي را براي مهرورزي دارم اما
خوب چه باك از آنكه گاهي هم، بگيرد او
گواهي مي دهم من جلوه اي از ذات پاك كبريا هستم
و من هستم، كه او مي خواست من باشم
و مي خواهم كه من آن گونه اي باشم،كه مي خواهد
بيا اي مهربان همراه خوب مهر آيينم
بخوان با من
بخوان، زيرا اگر با هم بخوانيمش
جواب هر دومان را زود خواهد داد
خداوندا، تو را من دوست مي دارم
و ميدانم تو نور آسمانها و زمين
هر لحظه با من از خودم نزديك تر هستي
تو گرماي محبت را، عنايت كن
زميني بنده ام اما،يقيني آسماني را، عطايم كن
خدايا، مزه ي زيباي بخشش را به كام قلب ما، بنشان
تو لبخند رضايت را عطامان كن
خدايا، قلب ما را
منزل پاك خودت را، از حسادت ها، رهايي ده
خدايا، قدرتم ده،تا ببخشم آن كه من را سخت آزرده ست
خدايا، من چه مي گويم
چنانم كن كه مي خواهي
مرا آن كن كه مي داني
موضوع مطلب : |:| مهر و ومحبت در ادیان
|
|---|
|
::- منبع -::
موضوع مطلب : |:| مهر و ومحبت در ادیان

















